مهربانمهربان، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

مهربان من

خاطرات تابستان 91

1391/7/7 13:16
نویسنده : مامان
364 بازدید
اشتراک گذاری

دختر گلم الان که دارم این خاطراتو می نویسم یک هفته از آغاز پاییز می گذره و سال تحصیلی جدید شروع شده.من و شما و بابا یک هفته تو شهریور ماه رفتیم مشهد و به شما خیلی خوش گذشت.پارکهای مختلف رفتی باغ وحش و حیواناتشو دیدی وکلی حال کردی البته به زیارت امام رضا هم که هر روز میرفتی.تازه دستتم به پنجره فولاد رسیده بود.هفته اخر شهریور هم رفیم خونه مامان جون و بابا جون دزفول که اونجاهم خیلی بت خوش گذشت و به همراه بابا جون و مامان جون میرفتی بیرون .با آغاز مدارس هم مهد کودک رفتن شما هم آغاز شده و امسال آمادگی میری.راستی تابستون امسال کلاس زبان میرفتی و دو ترم تانی تالک رو خوندی.الان هم که جمعست و شما تو کارای خونه ه من کی کمک کردی خیلی علاقه مند به انجام کارای خونه هستی امیدوارم وقتی بزرگ شدی هم علاقه مند باشی وبه مامان کمک کنی.به امید روزای بهترقلب- 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

بابای ملیسا
7 مهر 91 23:51
با سلام . ضمن تبریک ولادت امام رضا (ع) وبلاگ ملیسا خانم با موضوع سالروز قمری عقد مامان و بابا به روز شد . خیلی خوشحال می شیم اگر به خونه مجازی ملیسا سر بزنید و با گذاشتن یک یادگاری ، کلبه مجازی ملیسا رو منور کنید . منتظرتون هستیم .
مامان ابوالفضل
30 دی 91 17:30
ممنون که به ما سر زدین
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مهربان من می باشد